همه روزه در صفحه حوادث روزنامه ها شاهد انتشار اخبار گوناگونی از حوادث مختلف اعم از قتل،سرقت، آدم ربایی و.... هستیم . اما از آنجا که این حوادث معمولا در کلان شهر ها رخ میدهند و از محل زندگی ما به دور هستند کمتر مورد توجه قرار میگیرند. اما اگر یکی از همین حوادث در شهر کوچکی مثل ازنا رخ بدهد در کانون توجه وا قع شده و چه بسا بیشتر از حد معمول نیز بازتاب داشته باشد.که حادثه سرقت مسلحانه در بازار ازنا نیز یکی از همین وقایع بود.اگر بخواهیم واقع بینانه و به دور از احساسات به این واقعه بنگریم علت اصلی نمود بالای این رخداد امنیت و آرامش شهر ازنا بود. اساسا امنیت از جمله اموری است که تا وقتی که وجود دارد کسی به آن توجه نمیکند اما به مجرد اینکه خدشه ای به آن وارد می آید تازه متوجه میشویم که امنیتی هم در کار بوده که اکنون به مخاطره افتاده است.بی دلیل نیست که در آموزه های دینی مااز امنیت و سلامت به عنوان دو نعمت گمنام و مجهول یاد شده است.امنیت بالا به خودی خود برای یک منطقه امتیاز بالایی محسوب میشود که سبب آرامش و آسایش خاطر شهر وندان و ساکنان آن منطقه میگردد و دیگران را نیز برای اسکان و یا سرمایه گذاری در چنین منطقه ای ترغیب مینماید اما نکته اینجاست که این امتیاز نباید سبب گردد که ما در برخورد با عوامل نا امنی غافلگیر شویم.لازم است بدانیم که احتمالات نیز در فرایند تامین امنیت دخیل است و براساس اصول احتمالات چنانچه درصد وقوع حادثه ای پنجاه ـ پنجاه باشد اگر هزار روز پیاپی هم آن حادثه رخ ندهد در روز هزار و یکم باز هم درصد وقوعش پنجاه ـ پنجاه خواهد بود. لذا به صرف اینکه یک مدت طولانی شاهد بروز حادثه ای نبود ه ایم نمیتوان احتمال وقوع آن را نادیده گرفت.حالا اگر به هر دلیلی ما نتوانستیم جلوی حدوث یک واقعه را بگیریم در مرحله بعد بایستی به گونه ای عمل نماییم که تبعات و اثرات ناشی از آن حادثه به حداقل برسد. که در این میان نقش صدا و سیما، مطبوعات و سایر رسانه های جمعی و متولیان آموزش عمومی بسیار مهم است ما نمیتوانیم از یک کارگر یا یک کشاورز توقع داشته باشیم در کنار مسایل و مشکلات عدیده زندگی به فرزندان خود آموزشهای پلیسی امنیتی هم بدهد! البته خود مسئولین شهری نیز می بایست به موقع در میان مردم حضور یابند و در تصمیم گیری به آنها کمک نمایند در غیر اینصورت چنانچه مردم در اثر احساسات و یا هیجانات ناشی از آن حادثه و یا برای ابراز ناخرسندی خود تصمیمی اتخاذ نمودند دیگر تغییر آن تصمیم اندکی برای ما دشوار خواهد شد و هزینه بردار خواهد گشت.در هرصورت خداوند را شاکریم که این حادثه با تمام پیامهایی که با خود داشت هیچگونه تلفات جانی برای نگذاشت چراکه اگر در این میان خانواده ای بی سرپرست میگردید و یا کودکی بی پدر می شد با تمام طلاهای دنیا هم نمیشد برای او پدر خرید.....!
لوله آزمايش.دماسنج.آب ژاول.آب آهك.اسيد سيتريك.سولفات.آب مقطرو..... اينها اقلامي هستندكه گاهي توسط برخي معلمان محترم جهت انجام آزمايشات و يا فعاليت هاي خارج از كلاس از دانش آموزان خواسته ميشود.در خواست يكي از اين اقلام كافي است تا پدر و مادر هاي بيچاره را روانه لوازم پزشكي . دارو.خانه و حتي سم فروشيها بنمايد كه اغلب موارد هم نتيجه اي در بر ندارد.و اولياء ميمانند و گريه و زاري بچه اي كه اگر نيابند اقلام در خواستي را به مدرسه نخواهد رفت و اين تهديد تقريبا جدي هم هست! حالا سوال اين است كه اگر از فرزند همين آقا يا خانم معلم چنين درخواستي بشود آيا در شهر كوچكي مثل ازنا قادر به تهيه نمودن آن خواهد بود ؟بنده تحقيقا عرض ميكنم پاسخ منفي است مگر اينكه كسي در آزمايشگاههاي سطح شهر آشنا داشته باشد يا به شهر هاي همجوار برود كه اين واقعا براي خانواده ها دشوار است.البته كسي با پيشبرد سطح علمي و يا بالا بردن سطح آگاهي دانش اموزان مخالف نيست چه بسا اين هدف بسيار هم قابل تقدير است اما در عين حال بايد واقع بين بود.نميتوان امكانات موجود و سطح در امد مردم مناطق محروم را باكلان شهر ها مقايسه نمود و انتظارات از اين دست داشت!فقط هم بحث لوازم آزمايشگاهي نيست در خصوص تحقيق ها و كارهاي فوق برنامه نيز همين امر صدق ميكند. انجام كارهاي كامپيوتري و چاپ و تكثير هم از همين دست درخواست هاست. قطعا اگر دانش اموزي عملا كار علمي و تحقيقي انجام بدهد و نتيجه آن را بسيار ساده و با همان دست خط خودش به نگارش در اورد بسيار بهتر است از اينكه از يك يا چند منبع كپي برداري نموده و با كارهاي كامپيوتري و نقش گل و بلبل به تزئين آن بپردازد. اميدواريم مسئولان محترم نسبت به تهيه اين اقلام در مدارس اقدام نمايند تا مردم در اين خصوص دچار مشكل نگردند معلم هاي ارجمند هم لطفا براي ظاهر قضيه زياد سخت نگيرند!
استخر شرکت نفت،سینمای شرکت نفت،سالن ورزشی شرکت نفت،کانون فرهنگی شرکت نفت و... اینها اماکنی هستند که در شهر های محل استقرار تاسیسات مرتبط با شرکت نفت احداث شده و در اختیار مردم قرار میگیرند.در شهر ازنا نیز سالهاست که تاسیسات شرکت نفت وجو د دارد اما واقعا سهم مردم این شهر از امکانات یاد شده چقدر است؟تقریبا هیچ البته نه اینکه از اول هیچ باشد بنده به یاد دارم حدود بیست و چند سال پیش در سالن شرکت کارمندی برای مردم فیلم نمایش داده میشد و یا زمین والیبال آن در اختیار جوانان قرار میگرفت اما در گذر زمان نه تنها به این امکانات افزوده نگردید بلکه رفته رفته به فراموشی سپرده شد!این در حالیست که امروز مرکزی ترین بخش شهر ازنا در اختیار شرکت نفت است که اگر تنها چند متر از آن در اختیار شهروندان قرار میگرفت تا ثیر به سزایی در تغییر بافت شهری وخروج بخش مرکزی شهر از بن بست کنونی میداشت.اما متاسفانه ما از امکانات یاد شده که محروم هستیم هیچ، شرکت نفت حتی به زیباسازی همین فضایی هم که در اختیار دارد نمی پردازد و الان دهها سال است که به همین شکل رها شده است به گونه ای که در برخی بخشها مانند شرکت کارگری به ماند پرچین یک باغ در یک روستا با ایرانیت و فنس محصور شده و یا پمپ بنزین تعطیل شده آن که در دقیقا در مرکز شهر هم واقع شده چند سال است که به همین شکل است .واقعا در توزیع امکانات و تسهیلاتی که شرکت نفت ایجاد میکند نباید عدالت رعایت گردد؟ سوال ما این است آیا واقعا شهرهایی مثل تهران، اصفهان و شیراز و... بیشتر به مراکز فرهگی و ورزشی نیاز دارند یا شهر های کوچک و محروم؟ انتظار میرود مسئیولین محترم نسبت به پیگیری موارد یاد شده با حسن توجه بیشتری اقدام نماید.
امروزه در سراسر جهان كشاورزي به عنوان يك عامل تاثير گذار و استراتژيك درمعادلات مختلف كشورها مورد توجه قرارميگيرد.كشورما نيز ازاين امرمستثني نبوده و خودكفايي در اين حوزه يكي از دغدغه هاي اصلي مسوولان است كه در برخي محصولات هم تا حدود زيادي به ثمر نشسته است. دراين ميان شهرستان ازنا به لحاظ داشتن پتانسيل بالا در منابع فيزيكي موفقيت هاي چشمگيري داشته و در زمينه غلات .حبوبات و صيفي جات ركوردهاي جديدي را در كارنامه خود به ثبت رسانده است.كه اين مهم نتيجه زحمات شبانه روزي كشاورزان و كمكهاي مسوولان و مشاوره كارشناسان جهاد كشاورزي است كه در جاي خود قابل تقدير و تشكر است.اما برخلاف باور عمومي كشاورزي تنها موفقيت بالا در كاشت. داشت و برداشت محصول نيست چراكه عرضه اين محصولات در بازار مصرف و موفقيت در اين امر نيز بخشي از اين پروسه است كه اتفاقا تاثير به سزايي در سرنوشت كشاورزان و اقبال آنان براي ادامه كار پرزحمت كشاورزي دارد.ولي متاسفانه به جز تعداد معدودي از محصولات كه به صورت تضميني از سوي دولت خريداري ميشوند در باقي موارد كشاورزان علي الخصوص كشاورزان خرده پا تنها مانده و اغلب مظلومانه مغلوب واسطه ها ميگردند.در برخي موارد نياز مالي و عدم آگاهي از نحوه نگهداري محصول سبب ميشود كه كشاورز نتيجه محصول خود را حتي قبل از برداشت پيش فروش نمايد كه در اين صورت ريش و قيچي هم هميشه در دست واسطه ها است! اين امر نه تنها در كشاورزي بلكه در دامداري هم كه شغل دوم اغلب كشاورزان منطقه است نيز تكرار ميشود و به دليل عدم وجود مراكز خريد دامداران مجبور هستند توليدات خود را به شهرهاي همجوار ببرند كه با اقدام هماهنگ خريداران يكي دو روز اول از انها خريدي صورت نميگيرد و در نتيجه از بيم آنكه دامها دچار آفت نشوند باز هم مظلومانه ريش و قيچي را به دست واسطه ها ميدهند.علاوه بر تاثير مستقيم اين امر بر اقتصاد كشاورزان و رفاه خانواده هاي انان اين موضوع از رغبت جوانان براي ادامه كار پدرانشان ميكاهد درنتيجه ميانگين سن كشاورزان بالا رفته و اگر چنين باشد بالاتر هم خواهد رفت. اميدواريم مسولان در اين زمينه به ياري كشاورزان بشتابند تا جانشين پيرمرد كشاورز. كشاورزي جوان باشد نه جوشكاري غريب يا كارگري غريب تر!!!
چندي قبل اندر فوايد تصميمگيري اخير مسولان شهري براي انتقال پنجشنبه بازار به محسناتي چون:جلوگيري از مزاحمتها.سهولت دسترسي شهروندان.تجمع و تمركز فروشندگان در يك محل مشخص.كنترل كافي . آسان و كاهش تصادفات اشاره شده بود.اما هنوز چند روزي ازانتشار اين خبر نگذشته بود كه در همان محل كه اينهمه فايده را در برداشت پلاكاردي نصب گرديد با اين مضمون كه ((به دليل تصميمات اتخاذ شده و اعتراضات مردمي پنج شنبه بازار تا طلاع ثانوي تعطيل مي باشد))روشن نيست كه اگر اين مكان اينقدر براي شهر و شهروندان منافع داشت چرا اقدام به تعطيلي ان شد؟ضمن آنكه تصاويري كه در بالاي اين خبر بود حكايت از استقبال مردمي داشت نه اعتراض مردمي!اين اولين باري نيست كه ما شاهد چنيني اتفاقي هستيم.تا كنون چندين بارشاهد استقرار اين بازار متحرك در قسمتهاي مختلف شهر بو ده ايم كه هر بار به دلايل مختلف اين تصميم عوض شده است.البته بركسي پوشيده نيست كه هدف مسولان از برپايي اين گونه اماكن خدمت به مردم خصوصا اقشار كم در امد است اما براي تحقق اهداف خوب بايد راهكار خوب داشت. بازار محل خريد و فروش است اما عرضه و تقاضا نيز مانند هر كار ديگري تابع يكسري قوانين و قواعد خاص است.هر مكان خلوتي قابليت تبديل شدن به بازار را ندارد همانطور كه هر فرو شنده اي هم صلاحيت حضور در بازار را ندارد هر چقدر هم كه اين حضور كوتاه باشد.يك فروشنده ميبايست به لحاظ صلاحيت اخلاقي سلامت جسمي و بهداشت فردي داراي يكسري ويزگيهاي تعريف شده باشد.صرف اينكه يك فردي كالايي را ارزان ميفروشد كافي نيست .چه تضميني وجود دارد فروشنده اي كه از ساير شهر ها به اينجا مي آيد مبتلا به بيماريهاي واگير دار نباشد.از كجا كه وگ=سايل او تميز هستند؟ از ان گذشته بر فرض كه فردي يك مايع ظرفشويي را صد تومان ارزانتر به فروش برساند اما همان جنس در صورت كيفيت نامناسب ممكن است عارضه اي را بر روي پوست دست مصرف كننده ايجاد نمايد كه درمان آن صد هزار تومان و يعني هزار برابر و شايد هم بيشتر هزينه بر دارد!حالا ممكن است شهروندي به دليل عدم اگاهي يا نداشتن تمكن مالي چنين اجناسي را خريداري نمايد ما چرا بايد زمينه را فراهم نمائيم؟ اينها همه نقايصي هستند كه انتظار ميرود مسئولين محترم به آنها توجه نمايند هيچ كس با عرضه مستقيم كالا و ارزان فروشي مخالف نيست به شر ط آنكه ضررش بيشتر از سودش نباشد.///
سالهاي متمادي مردم ازنا منتظر بودند تا در اين شهر بيمارستاني احداث گردد كه از رفتن مردم اين شهر به شهرهاي همجوار جلوگيري نمايد.بالاخره پس از سالها اين درخواست مردم اجابت شدو بيمارستان امام علي (ع) در اين شهر احداث و راه اندازي گرديد. اگرچه اين بيمارستان از نظرساختماني مدرن و جديد است اما به لحاظ داشتن پزشك متخصص در برخي رشته ها پاسخگوي تمامي نيازهاي شهروندان نمي باشد و هر از چند گاهي اين نقيصه و معضل خود را در قابل پرخاشگري نسبت به پرستاران و پرسنل زحمت كش بيمارستان نشان ميدهد كه انصافا در اين ميان مظلوم واقع شده اند! از آنجا كه اين اتفاقات معمولا در بخش اورژانس رخ ميدهد پيداست كه علت امر فضاي خاص اورژانس و شرايط بيماران اورژانسي و احوالات همراهان آنهاست چرا كه اگر تقصير و كوتاهي از پرسنل بود ميبايست در ساير بخشهاي بيمارستان نيز شاهد اينگونه برخودها باشيم.در هر صورت اين اتفاقات حاوي پيامهايي است كه براي جلوگيري از عوارض ناشي از آن ضروري است كه مورد برسي قرار گيرند. اينكه ما بخواهيم به جاي بيان منطقي و پيگيري قانوني خواسته هاي خود به پر خاشگري و قانون شكني روي بياوريم نه تنها مشكلي حل نخواهد شد بلكه از اقبال عمومي پزشكان متخصص براي حضور در شهر ازنا خواهد كاست چرا كه براي آنها امنيت شغلي و اجتماعي از هر چيزي مهمتر است. وقتي شهروند عزيزي به دليل بيماري يا حوادث ناشي از كار و يا رانندگي دچار عارضه ياحادثه اي ميگردد ابتدا ميبايست با كنترل علايم حياتي و كمكهاي اوليه به ياري او شتافت و سپس از طريق اورزانس 115 زمينه انتقال وي را توسط افرار دوره ديده فراهم نمود اما متاسفانه چون در اين زمينه اطلاع رساني كافي صورت نميگيرد شهروندان بدون در نظر گرفتن اين موارد اقدام به انتقال بيماران به صورت غير اصولي مينمايند كه چه بسا در اين ميان ضايعات جبران ناپذيري نيز گريبانگير بيماران گردد پس از نتقال به بيمارستان نيز همراهان بيمار به دليل تعصب و نوع دوستي كه در مناطق قومي قبيله اي شدت بيشتري هم دارد يكي پزشك را صدا ميزند.يكي پرستار را مورد مواخذه قرار ميدهد و ديگري تقاضاي رسيدگي فوري دارد كه البته به دليل عدم تعريف صحيح ار بيمار اورژانسي گاهي اوقات توقعات نابجايي هم مطرح ميشود. انتظار ميرود مسئولان محترم با در نظر گرفتن اين موارد وارائه آموزشهاي كافي در زمينه تعريف صحيح از بيماران اورژانسي .كمكهاي اوليه.اطلاع رساني در خصوص استفاده از امبولانسها و تجربيات پرسنل اورزانس 115و ساير موراد در راستاي رفع اين مشكل اقدام نمايند . از شهروندان نيز درخواست ميگرددجهت حفظ حرمت پرسنل شاغل در بيماريتان خصوصا پرستاران زحمت كش و خدوم كه راحتي و آسايش خود رافداي آسايش ما نموده اند با مسائل منطقي برخورد نموده و اگر هم مشكلي ميبينند از طريق قانوني در صدد رفع آن بر آيند كه غير از اين هم از مردم با فرهنگ ازنا انتظاري نيست.
چند سال پيش همزمان با آغاز فعاليت دوره سوم شوراي شهر طي درخواستي ضمن بيان ضرورت وجود يك نشريه براي انعكاس اخبار.فعاليت ها. مشكلات و كمبود ها آمادگي فعالان فرهنگي را براي اين كار اعلام نموديم. درپاسخ مسئول كمسيون فرهنگي شوراي شهر بيان نمود كه بايد اين درخواست در جلسه هفتگي شورا مطرح گردد.لذا نامه تاريخ و شماره خورد و مقرر گشت هفته بعد براي اعلام نتيجه و نظر شوراي شهر مراجعه نمائيم. هفته بعد كه هيچ چند هفته بعد هم گذشت و تقاضا اصلا به جلسه راه نيافت لاجرم از پيگري منصرف گشتيم. با تجه به اهميت موضوع در جلسه اي شخصا موضوع را با مديركل ارشاد لرستان مطرح نمودم ايشان نيز قول مساعد داد در صورتيكه مدارك لازم را آماده نمائيم در اسرع وقت اقدام خواهد شد.اما متاسفانه اين بار هم تلاش ما بي نتيجه ماند و ماهها گذشت و خبري نشد تا اينكه چند روز پيش نشريه اي به دستم رسيد كه تحت عنوان گاهنامه شهرداري منتشر شده بود جداي محتوي اين جريده انگيزه و زمان نشر آن اين اتفاق رويداد بسيار مباركي است كه در صورت استمرار تاثيرات فراواني در شهر به جاي خواهد گذاشت اما متاسفانه ديري نپائيد كه متوجه شديم نشريه مذكور فاقد مجوز چاپ است و ممكن است جلوي انتشار آن گرفته شود. اگر آن روز كه ما اين پيشنهاد را داديم كمي با آينده نگري با آن برخورد مي شد امروز شهر ما نيز مانند ساير شهرها بدون هيچ مشكلي صاحب يك نشريه بود اما متاسفانه استفاده از خرد جمعي عملا تبديل به يك شعار تبليغاتي گرديده است كه فقط هنگام انتخابات به كار مي آيد!!!!؟؟؟
اشتغال و اشتغالزائي از جمله مباحثي است كه به دليل اهميت ان به كرات مورد توجه و برسي قرار ميگيرد. اساسا داشتن شغل مناسب و به تبع آن تحصيل درامد كافي عامل موثر در زندگي هر فرد به شمار مي آيد و رابطه مستقيم با هنجار ها و حتي ناهنجاريهاي اجتماعي دارد. بيكاري و مشكلات ناشي از آن واقعيتي است كه اگرچه درصد آن در مقاطع مختلف زماني در نوسان است اما كما كان يكي از مشكلات عمده مردم محسوب ميگردد. شهر ازنا نيز از اين قاعده مستثني نيست و شهر وندان ازنائي و در صدر آنها جوانان و فارغ التحصيلان ا در انتظار ايجاد فرصتهاي شغلي مناسب هستند. در اين ميان طرحها و برنامه هاي فراواني براي كاهش نرخ بيكاري از سوي مسئولان به اجرا در ميآيد كه اگرچه كافي نيست اما در كاهش بيكاري بي تاثير هم نيست. اما متاسفانه گاهي اوقات در توزيع همين فرصتهاي شغلي اندك هم عدالت رعايت نميشود. در مورد برخي مشاغل عنوان ميشود كه جنبه سياسي امنيتي دارند و براساس مصالح كشور به افراد غير بومي واگذار ميشوند. برخي مشاغل ديگر تخصصي هستند و فردي كه در اين شغل به كار گرفته ميشود ميبايست رتبه درجه و يا تخصص مرتبط داشته باشد اينها مواردي هستند كه تاحدودي براي مردم قابل هضم بوده و شهروندان با آن كنار مي آيند اما متاسفانه برخي اوقات حتي همين قاعده هم رعايت نميشود و مسائل جور ديگري رقم ميخورد به طور مثال در شرا يطي كه فوق ليسانس علوم اجتماعي به دنبال خياطي ميگردد و يا ليسانس مديريت و حسابداري در ازنا در جستجوي فروشندگي ميباشد در برخي ادارات از رئيس گرفته تا كارمند افراد غير بومي فراواني به چشم ميخورند. در برخي پروژه ها حتي كارگران ساختماني و خدماتي هم از ساير شهر ها به ازنا مي آيند اينجا ديگر نميتوان گفت كه مصلحت يا تخصص يا درجه ملاك نظر بوده است!!! البته ما اميد ان داريم كه مشكل بيكاري براي همه مناطق كشور حل بشود اما در شرايطي كه در شهر ازنا اينهمه بيكار وجود دارد به كار گيري افراد غير بومي آن هم تا به اين حد واقعا جاي سوال و گلايه دارد!!